10 باور غلط در مورد برنامه نویسی

۱۰ باور غلط در مورد برنامه نویسی

بدون ديدگاه
با پیشرفت روزافزون کامپیوترها و ورود آنها به مشاغل مختلف، شغل‌های مربوط به کامپیوتر از قبیل برنامه نویسی رونق بسیاری گرفت. با گسترش هر تکنولوژی، هر شغل و یا هر چیز دیگری، افکار اشتباهی راجب آن صورت می‌گیرد. همیشه باید سعی کنیم وارد کاری که می‌خواهیم شویم، ابتدا تحقیقات لازم را انجام دهیم و سپس وارد آن کار شویم. قبل از ورود به یک کار شاید نتوانید اطلاعات کاملی راجب آن بدست آورید و فقط خواهید توانست راجب آن حدس و گمان‌هایی را بزنید. مواظب باشید تا به اشتباه در دام باورهای نادرست و شایعات نیفتید! در ادامه باورهای نادرستی که درباره برنامه نویسی رواج یافته است را با هم بررسی می‌کنیم

۱- برای برنامه نویس شدن باید یک ریاضی‌دان باشید

رابطه ریاضی و برنامه نویسی

خیر! اصلا این گونه نیست! بنده به عنوان نویسنده این مقاله باید اعتراف کنم که افراد زیادی با من ارتباط داشته‌اند که می‌خواستند برنامه نویسی را یاد بگیرند و در وهله اول می‌پرسیدند: “برای برنامه نویسی باید ریاضیم قوی باشه؟” یا “من از ریاضی متنفرم چجوری برنامه نویس بشم؟”. ریاضیات و برنامه نویسی به هم پیوسته نیستند. این تفکر اشتباه را که برنامه نویسان در تمام اوقات مشغول حل مسائل پیچیده ریاضی هستند را کنار بگذارید. بستگی به پروژه ایی که در حال انجام آن هستید دارد اگر شما یک پروژه که با ریاضیات ارتباط دارد را قبول کنید، باید یک سری مسائل پیچیده ریاضی را حل کنید. در اکثر اوقات ارتباط پروژه شما با ریاضی در حد یک جمع و یک تفریق است.

افراد زیادی هستند که در این زمینه فعالیت می‌کنند بدون اینکه از سطح ریاضی بالایی برخوردار باشند. علم ریاضی مستقیم یا غیر مستقیم بر تمام علوم تاثیر دارد. اگر در ریاضی قوی باشید قطعا یک پوئن مثبت برای شما به حساب خواهد آمد. رفته رفته با قوی شدن در برنامه نویسی شاهد تاثیرات شگرفی در سطح ریاضیات خود خواهید بود.

۲- باید نابغه باشید تا برنامه نویس شوید

برنامه نویسی نیاز به باهوش بودن دارد بله! اما این علاقه است که حرف اول را می‌زند. یعنی شما کافی است که علاقه‌مند به یادگیری برنامه نویسی باشید، آن‌وقت است که خواهید دید خیلی راحت در میان کدها غوطه ور هستید 🙂

۳- کدنویسی فقط مخصوص متخصصان کامپیوتر است

این تصور از کدنویسی که فقط افرادی که در حوزه کامپیوتر کار می‌کنند و دانشجویان این رشته باید کدنویسی بلد باشند، کاملا اشتباه است. در واقع داشتن این تصور به این معناست که شما هنوز برنامه نویسی را به صورت صحیح نشناخته‌اید. برنامه نویسی به نوعی توانایی حل مسائل و مشکلات است. یعنی شما ممکن است اصلا علاقه‌ایی به کامپیوتر نداشته باشید و در عوض به هنر، موسیقی، نقاشی مدلینگ و … علاقه داشته باشید. یادگیری برنامه نویسی باعث می‌شود قدرت حل مسئله در شما افزایش پیدا کند و حتی اگر در زمینه کاری خود نیز با چالشی روبه‌رو شدید، بتوانید به آسانی آن را حل کنید.

۴- برنامه نویسان بسیار منزوی و تنها هستند!

یکی از ترس‌های اکثر افراد برای شروع این رشته این است که فکر می‌کنند برنامه نویسان افرادی منزوی هستند که هدفون می‌زنند و با هیچکس صحبت نمی‌کنند. در واقع اینطور نیست! ما اکثر اوقات نیاز داریم تا با مدیر پروژه، طراحان، مشتری‌ها و … صحبت کنیم. مثلا فرض کنید شما یک اپلیکیشن برای یک بیمارستان طراحی کنید. شما ابتدا نیاز دارید تا نیاز آن‌ها را بشناسید و با اصول کار بیمارستان‌ها آشنا شوید. این کار مستلزم گفتگو (گاهی طولانی مدت) با افرادی است که در آن محیط کار می‌کنند. و همچنین در اکثر اوقات نیاز است تا دو برنامه نویس یا بیشتر، با یکدیگر یک پروژه را جلو ببرند.

۵- برای برنامه نویسی نیاز به تحصیلات آکادمیک دارید

داشتن استاد در هر علمی، باعث می‌شود تا شما سریع‌تر آن علم را فراگیرید! شما می‌توانید برنامه نویسی را با تجربه کردن آن بیاموزید که در ابتدا ممکن است سخت باشد. روش دیگر یادگیری برنامه نویسی این است که از یک استاد آن را فرا بگیرید. شاید در گذشته که اینترنت کمتر در دسترس بود شما نیاز به تحصیل در این رشته و یا خواندن کتب این رشته را داشتید. اما امروزه به لطف اینترنت و البته گوگل شما دیگر نیازی به کتاب یا کلاس و درس ندارید! بلکه کافی است در اینترنت عبارت “آموزش برنامه نویسی” را جستجو کنید. حجم نتایج بدست آمده قطعا شما را شگفت زده خواهد کرد.

۶- من باید بهترین زبان برنامه نویسی را یاد بگیرم

عبارت “بهترین زبان برنامه نویسی” مقداری گمراه کننده است. ممکن است زبان برنامه نویسی را که انتخاب می‌کنید متناسب با نیازهای شما تغییر کند. جدای از آن‌، اگر احساس راحتی بیشتری نسبت به آن دارید یا می‌دانید آن زبان برای شما مناسب‌تر است، می‌توانید از آن زبان برای پروژه‌های خود استفاده کنید. مقایسه دو زبان برنامه نویسی با یکدیگر می‌تواند یک فعل نادرست باشد زیرا هر زبان اگر در جای صحیح خود استفاده شود می‌تواند بهترین باشد.

۷- زنان نمی توانند برنامه نویسان خوبی شوند

اولین برنامه نویس جهان

فکر کنم اشاره به این موضوع که اولین برنامه نویس جهان خانوم Ada Lovelace بوده است کافی باشد تا بدانید جنسیت هیچ ربطی به یادگیری برنامه نویسی ندارد! در حال حاضر تعداد مردانی که در صنعت نرم افزار مشغول به کار هستند بیشتر است اما به تدریج تعداد زنان افزایش می‌یابد. دلیل تعداد کم زنان این نیست که آنها نمی‌توانند کد بنویسند بلکه آنها بیشتر به حرفه‌های دیگر علاقه‌مند هستند.

۸- فقط بزرگسالان می توانند زبان‌های برنامه نویسی را یاد بگیرند

طبق مطالعات‌، سریعترین یادگیری در سنین ۵ تا ۲۰ سال است. اگر در سنین کودکی به فرزندان خود کدنویسی را آموزش دهید، آنها همچنین یاد می‌گیرند که چگونه از خلاقیت خود استفاده کنند مانند Samaira Mehta. او کدنویسی را از ۶ سالگی شروع کرده است و بازی CoderBunnyz  را در سن ۸ سالگی ایجاد کرد تا به فرزندان دیگر نحوه کد نویسی را آموزش دهد.

کودک برنامه نویس

۹- سریعترین برنامه نویس، بهترین برنامه نویس است

در پروژه‌ها دو پارامتر اساسی مدنظر کارفرما می‌باشد. زمان تحویل پروژه (که سرعت کار شما را مشخص می‌کند) و کیفیت پروژه. اگر بخواهید فقط روی یکی از این دو مورد زوم کنید، منقطی است که دیگری را از دست داده‌اید. یعنی در طول انجام پروژه فقط به این فکر نباشید که پروژه را سریع تحویل دهید، بلکه به کیفیت کدی که در حال نوشتن آن هستید نیز توجه کنید. تصور کنید پروژه را در سرعترین حالت ممکن تحویل داده‌اید ولی مشتری پس از کمتر از ۱۰ دقیقه تست آن با باگ‌های زیادی مواجه شده است. شاید در ابتدا مشتری شما را بخاطر رساندن سریع پروژه تحسین کند اما بعد از مشاهده مشکلات و باگ‌های آن مورد بازخواست قرار خواهید گرفت. برعکس این موضوع نیز ممکن است اتفاق بیفتد یعنی اینکه اگر شما فقط به کیفیت کار توجه کنید و سرعت را مدنظر قرار ندهید نیز باعث نارضایتی مشتری خواهید شد.
 

۱۰- زمان کمی نیاز است تا به یک ستاره تبدیل شویم

بسیار غم‌انگیز است که افرادی را می‌بینیم که با شور و اشتیاق استارت برنامه نویس شدن را می‌زنند و انتظار دارند که در هفته‌های اول به یک فرد متخصص در این حوزه تبدیل شوند. اما بعد از مدتی، دستاوردهای خود را بررسی می‌کنند و هیچ پیشرفتی را نمی‌بینند. در نهایت خیلی راحت شکست را می‌پذیرند و سیستم را خاموش کرده و عقب می‌نشینند. دست از رویای برنامه نویس شدن برمی‌دارند و و برچسب من نمی‌توانم را به خود می‌زنند!
کافیست زندگی نامه افراد موفق را مطالعه‌ایی داشته باشید. آنگاه خواهید فهمید آنها یک شبه جایگاه فعلیشان را بدست نیاورده‌اند. آن‌ها سخت تلاش کرده‌اند و هزاران بار با شکست روبه‌رو شده‌اند. اما با وجود شکست‌های متعدد آن‌ها نتوانسته‌اند بپذیرند که نمی‌توانند. به همین دلیل شکست ها را به عنوان فرصت دیده‌اند و تلاش خود را دوچندان کرده‌اند. شما نیز باید هر بار که شکست خوردید احساس خوبی داشته باشید، زیرا این تنها راه پیشرفت است.
 

نتیجه گیری

برای تحقیق درباره هر کار و حرفه‌ایی سعی کنید به متخصصان آن حرفه مراجعه کنید. معمولا افرادی که متخصص نیستند کورکورانه اطلاعاتی را درباره یک شغل منتشر می‌کنند که هیچ صحتی ندارد و همین باعث می‌شود تا افراد زیادی گمراه شوند.

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.